![]() |
![]() |
|
|
خدا آدم رو آفرید که هر وقت دلش گرفت بشینه با آدم درد دل کنه ولی نمی دونست که آدم هیچ وقت وقتش خالی نیست و همیشه این پاسخو بهش میده: باشه برای بعد
خدا برف رو آفرید که فقط یکی دوبار در طول سال با آدم برف بازی کنه اما خدا نمی دونست که آدم پول گاز ماه پیشش رو هم پرداخت نکرده و باید زیادتر کار کنه. خدا عشق رو آفرید که آدم شور و شوق بیشتری برای زندگی پیدا کنه ولی نمیدونست که آدم همیشه آخر رابطه ی عشقیش میگه: لعنتی...اینم تو زرد از آب دراومد! خدا دین رو آفرید تا وسیله ی رستگاری آدم بشه اما نمیدونست که بعدا یه آدمایی میان که فکر کنم اسمشون آخونده! خدا مرگ رو آفرید که آدم قدر زندگیشو بدونه و مفید باشه اما ندونست که آدم زندگی می کنه که مفید بمیره. و خدا ولنتاین رو آفرید که آدما عشقشون رو نسبت بهم نشون بدن اما نمی دونست که شیرین کادوی ولنِ خسرو رو ورداشته داده به فرهاد! هایده نوشت: می خواستم این پست رو بذارم نزدیکای ولنتاین ولی خوب 30 دی سالگرد هایده بانوی موسیقی ایران بود و نخواستم از این مناسبت دور بشیم...یادش گرامی و روحش شاد ...امیدوارم نسل های بدم بتونن یاد هایده رو با آهنگا و دکلمه هاش زنده کنن و همیشه جاودان بمونه! کوروش نوشت: اون طوری که بوش میاد مث اینکه تاریخ هخامنشیان از کتاب درسیا حذف شده! دستشون درد نکنه مسئولین! کار پیامبر گونه ای کردن...اصن هخامنشیا که به درد نمی خوردن مهم همین تاریخ اعراب و اسلام و تمدن قوی و اصیل اعراب جاهلیه! ایرانیای کافر که دین و ایمون نداشتن همون بهتر که دفن شن!!! اوف بر ما که نسل بعدیمون هیچی از کوروش و داریوش و اهورامزدا نمی دونه! اوف بر ما |
|
+ نوشته شده در
90/11/01ساعت 16:12 توسط رستگار |
|
|
من تکرار توام و تو تکرار من این من الزاما شخص من نیست من همان من ثابت در زندگی بشرم من تکرار تو و تو تکرار یک من که قبل از تو زیسته خودت را کمی تغییر بده شاید منِِ بعد از تو از منِ امروز ما بهتر باشد ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: چپ نوشت: خلاصش این که نسل امروز تکرار بی کم و کاست گذشته ست و نسل فردا همین نسل امروزه بارسا نوشت: برد بارسا رو به همه ی بارساییا تبریک میگم هر چند که برنده از اول معلوم بود کیه...رئالیام غم آخرشون نباشه و نیست |
|
+ نوشته شده در
90/10/28ساعت 17:1 توسط رستگار |
|
|
امشب تو یه برنامه ای آقاهه میگفت زندگی اونیه که آدم بتونه با بقیه کنار بیاد و خودشو وفق بده! واقعا همینه چقدم مثلا ماها بلدیم خودمونو وفق بدیم. خود من مثلا ، تا با یکی یه ذره به مشکل میرسم از زندگیم حذفش می کنم! شاید اینه دلیل تنهاییام!
خلاصش اینکه این نشد زندگی! باید آدما رو به نظر من همون جوری که هستن دوست داشت...دوستای مجازی رو با همین مجازی بودنشونه که آدم دوست داره! آدمای بداخلاق ولی خوش قلب همینجوری خوبن لازم نیست ما تغییرشون بدیم. اصن ما چیکاره ایم که کمر به پند و اندرز می بندیم و اطرافیانمونو می گیریم به باد نصیحت؟ نچ دوس ندارم...خودمم همینم ولی تو سیزن جدید روابطم قرار نیست این باشم. میخوام با آدمایی که دنیاشون ازم خیلی دورِ ارتباط بهتری داشته باشم! :پی
چپ نوشت: میدونشو بهمون بدن دنیا رو هم به آتش می کشیم. چپ نوشت: همین شما...همین شمایی که ارتباطتو با آدما بخاطر عقایدشون...علاقه هاشون و خیلی چیزای شخصی قطع می کنی...نکن این کارا رو |
|
+ نوشته شده در
90/10/16ساعت 21:4 توسط رستگار |
|
|
فعلا که خبری از خلاقیت و نوشتن پست خوب و تر و تمیز نیست!
اونقدر درگیر خودم و محیط اطرافمو این آدما شدم که نوشتن و ننوشتنم دردی رو دوا نمی کنه. تنهاییه دیگه ...کاش فقط خلاقیتتو بگیره...
________________________________________________________________________________ چپ نوشت: حالا اینا رو ولش کن خودتون چطورین؟ چپ نوشت2: هیچ می دونستین سر تا پای لینکستون من ناب ترینای بلاگفاست؟ |
|
+ نوشته شده در
90/10/05ساعت 0:55 توسط رستگار |
|
|
این کوچه انتهایی ندارد
آرامتر قدم بگذار مقصد مشخص نیست سکوت کوچه و آرامش خانه های خسته را در هم نشکن صدایت به کسی نمی رسد روزی هم نوبت ما خواهد شد.... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چپ نوشت: شوخی کردم...هیچ وقت نوبت به سر و صدا کردن ما نمیرسه چپ نوشت 2: هستم...نیستم...هستم...نیستم....نیستم نیستم |
|
+ نوشته شده در
90/09/11ساعت 16:33 توسط رستگار |
|
|
اگه منو تو خیابون دیدی از من نترس
اگه میخوای جلوی دوس دخترت نشون بدی که آدم مهربون و با جراتی هستی پیش من نیا و دستت رو سرم نکش اگه منو دیدی که با سختی و به کمک مادرم از پله ها بالا میرم نگو بیچاره مادرش اگه منو دیدی به من ترحم نکن راه های زیادی هست که به تو نشون بدم من از تو باهوش تر و فهیم ترم فقط یه ذره از پیله ی خودت بیرون بیا سلامتی فکر به صورت و دست و پای سالم نیست روی همین ویلچر با این همه ناتوانی کارهای بزرگی برای انجام دادن در نظر دارم من رو دست کم نگیر... چپ نوشت: بوی شعار میده پستم ولی بیاید و واسه چند دقیقه خودتونو جای یه معلول جسمی بذارید...والا که معلولیت محدودیت نیست. معلول ذهنی با معلول جسمی زمین تا آسمون فرق داره دوست نوشت: این دوست من یه معلول جسمیه و کم از دست ما آدمایی که ظاهرمون سالمه زخم نخورده...مطمئنا اگه عکسشو تو وبلاگش نمیذاشت کسی نمی فهمید که معلوله... درسته وقت زیادی برای تایپ کردن میذاره و نوشتن براش سخته ولی اندیشه های سیاسی و اجتماعیشو بخونید تا شمام طرفدارش بشین |
|
+ نوشته شده در
90/08/11ساعت 14:36 توسط رستگار |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
90/08/09ساعت 16:17 توسط رستگار |
|
|
آدم دروغ گو رو میشه تحمل کرد
آدم چاپلوسو میشه تحمل کرد آدم فریبکارو میشه تحمل کرد آدمی که پشت سر بقیه صفحه میذاره رو میشه تحمل کرد حتی آدمی رو که تهمت میزنه رو هم میشه تحمل کرد ولی اصلا آدم ریاکارو نمیشه تحمل کرد چون همه ی ویژگی هایی رو که گفتمو یه جا با هم داره ... چقد ما آدما این روزا غیر قابل تحملیم چپ نوشت:مخلص این ریاکارم هستیم که به ظاهر اسمش ریاست...در اصل خیلیم یه روئه چپ نوشت2:فی الحال نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل! |
|
+ نوشته شده در
90/08/03ساعت 16:10 توسط رستگار |
|
|
بزرگ شدن نه با تیپ و لباس
نه با مدل مو نه با کتابای سنگین خوندن نه با قلمبه سلمبه حرف زدن نه با تنهاییه... بزرگ شدن فقط با گذشت زمانه که به دست میاد چپ نوشت: چرا خوب من بزرگ نمیشم؟ زمان نمیدن؟ |
|
+ نوشته شده در
90/08/01ساعت 16:37 توسط رستگار |
|
|
اینجانب رستگار رستگار نشده مدیر وبلاگ چپ دست از همین تریبون اعلام کرده که هیچ اختیاری در مدیریت این وبلاگ نداشته و کلهم این وبلاگ توسط کامنت ها اداره میشود
لذا کم بودن و پایین اومدن تعداد کامنت ها به معنی پایین اومدن سطح مطالب و گل گرفته شدن در این وبلاگ می باشد و اینجانب هیچ اختیاری در تخته شدن در اینجا ندارم. چپ نوشت: بابت کامنتای پست قبل ممنون.. حسابی دلم داشت سرد میشد که کامنتاتون دل گرمم کرد. ادامه ی کارمم بسته به کامنتتونه...می دونم کیفیت پستام پایین اومده ولی نمی دونم چرا ولی نمی تونم دیگه پست خوب در بیارم...به حرفه ای بودن خودتون ببخشید |
|
+ نوشته شده در
90/07/28ساعت 17:38 توسط رستگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رستگار هستم از نوع مونثش ,چپ دست
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی |
|
RSS
|